السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
207
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
كرده است . بلكه در كتاب « جمعالجوامع » حُكم به صحيحبودن آن داده ؛ آنجا كه گويد : « ترمذى و ابنجرير هر دو گفتهاند : ما را حديث كرد اسماعيلبنموسى سرّى از محمّدبنعمر رومى از شريك از سلمةبنكهيل از سويدبنغفلة از صنابحى از على كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من خانهى حكمتم و على در آن است . » حل ( حلية الاولياء ) . ترمذى گفته : اين حديثى ناآشناست و در نسخهاى ديگر گفته : منكر است . برخى از ايشان اين حديث را از شريك نقل كرده و صنابحى را نام نبردهاند و اين حديث را از ثقات غير از شريك ، نمىشناسيم . و در همين باب از ابنعبّاس هم نقل شده است . ابنجرير گويد : اين خبر نزد ما صحيح است و بايد بر مذهب ديگران نادرست و غيرصحيح باشد به دو علت : يكى اينكه خبرى است كه نقلى از آن از على از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به غير اين وجه شناسايى نشده است و ديگرى اينكه : سلمةبنكهيل نزد آنان كسى است كه با نقل او حجّتى ثابت نمىشود و در روايت كردنِ اين خبر از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم كسانى ديگر هم موافق على مىباشند : ما را حديث كرد محمّدبن اسماعيل فزارى از عبدالسّلامبنصالح هروى از ابومعاويه از اعمش از مجاهد از ابنعبّاس كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على در آن است ، پس هر كس شهر را خواهد بايد از در آن وارد شود . » مرا ابراهيمبنموسى رازى - كه همان فرّاء نيست از ابومعاويه به اسنادش مانند آن را حديث كرد . اين شيخ را نمىشناسم و غير از اين حديث چيزى از او نشنيدم . پايان يافت سخن ابنجرير . ابن جوزى حديث على و ابنعبّاس را در الموضوعات آورده است و حاكم حديث ابنعبّاس را نقل كرده و گفته است : اسنادش صحيح است . خطيب در تاريخش نوشتهاى از يحيىبنمعين روايت مىكند كه از او دربارهى حديث ابنعبّاس پرسيدند و او گفت : صحيح است . و « ابنعدى » دربارهى حديث ابنعبّاس گفته : ساختگى است . و حافظ صلاحالدّين علائى گويد : ذهبى هم در كتاب « ميزان الاعتدال » و ديگران ، آن را باطل دانستهاند ؛ ولى دليل سرزنشكنندهاى برايش نياوردهاند جز اينكه بى هيچ دليلى ادّعاى ساختگى بودن اين حديث را كردهاند .